محمود نجم آبادى

426

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

اشتغال داشتند كه مهمترين آنها خاندان بختيشوع يا آل بختيشوع و آل ماسويه و ابن سرابيون مىباشند . گرچه عده‌اى از اطباء اين خاندان‌ها دوران اسلام را درك كرده و به خدمت خلفاء عباسى نيز بوده‌اند ، بدين معنى كه طبيب مخصوص خلفاء بودند ، اما از آنجا كه پدران آنها و چند نفر از آنها منحصرا در بيمارستان جنديشاپور يا آنكه معلومات آنان از استادان جنديشاپور بوده ولى نسبت به مكتب جنديشاپور بسيار باوفا بودند ، لذا اصولا به نام جنديشاپورى ( منسوب به جنديشاپور ) مىباشدند ، ازاين‌جهت لازم دانستيم همه آنها را در اين مبحث بياوريم ، با آنكه بيمارستان جنديشاپور نقش بسيار مهمى در طب اسلامى ايفا نموده و دنباله آن تا اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم هجرى نيز كشيده شده است ، و مورخين مخصوصا مورخين اسلامى اين بيمارستان را عموما ضمن بيمارستان‌هاى دوره اسلامى متذكر گرديده‌اند ، با تمام اين احوال حق آن است كه تمام اطباء اين بيمارستان را چه قبل از دوران طب اسلامى و چه پس از آن در اين مبحث بنگاريم ، بدين جهت در اين مختصر ، اطباء مكتب جنديشاپور را متذكر مىگرديم : خاندان بختيشوع - خاندان بختيشوع سريانى بودند و يازده طبيب در اين خاندان بوده كه عبارتند از : 1 ) بختيشوع بزرگ سرسلسله خاندان مزبور . 2 ) جورجيس بن بختيشوع جنديشاپورى رئيس بيمارستان جنديشاپور ( طبيب منصور خليفه 769 ميلادى 152 هجرى قمرى ) . اين شخص همان طبيبى است كه وقتى منصور خليفه عباسى بيمار شد و اطباء بغداد در معالجه وى عاجز ماندند ، منصور وى را از جنديشاپور به بغداد خواست . جورجيس به بغداد رفت و مدت چهار سال در بغداد ماند ، سپس بيمار شد ، لذا از خليفه اذن خواست كه به جنديشاپور مراجعت كند كه اگر